يکي از اولين افرادي است که همزمان با رابرت ونتوري(تضاد و پيچيدگي در معماري، 1964) جين جاکوبسن (مرگ شهرهاي آمريکايي) و آلدو روسي(معماري شهر) در دهه 60 تا 70 ميلادي، مبحث انتقادي عبور از نهضت معماري مدرن به دوران جديد و نياز به بازنگري اساسي در معماري را نه فقط از طريق عنايت به تاريخ، فرهنگ و طبيعت، بلکه از راه دريافت هاي علمي، مفهومي و معرفتي دنياي معاصر در حال تحول آغاز نمود.
پاورپوینت معماري معاصر چارلز جنکز
- زندگينامه
- منتقدين و معماران
- منتقدان چارلز جنکس چه ميگويند
- پارادايمهاي معماري
- نظزيه پيچيدگي
- معماري پرش گيهاني
- تالار کنسرت وا لت ديسني

معماري ژاپن بعد از جنگ جهاني دوم
پاورپوینت معماري معاصر چارلز جنکز
جارلز جنکز شخصي بود مهم و با درایت که اين نظريات جديد علمي و فلسفي راوارد عرصه معماري نمود .وي مباني نظري معماري که امروزه بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد پرش کيهاني را در سال 1995در کتاب خود مطرح کرد.از نظر او معماري بايد معلول باشد معلول ديدگاه انسان از خود و از جهان پيرامون خود، معماري امروز بايد معلول شرايط امروز باشد معلول علم؛ تکنولوزي وفلسفه کنوني که تمامی این موارد معماری امروز را شکل خواهد داد.
ساختمان مجاور طبيعت
فرم هاي طبيعي که بیشتر در دسترس می باشند ما را از يک سو باکيهان واز سوي ديگر باجهان بزرگ پر از اطلاعات و ارتباطات همگون مي سازد. و حتما باید طراحي با توجه به هر دو مورد صورت گيرد طراحي با پیچیدگی ها و تاشدن جزییات و جايگزين تکرار جزء به جزء مي شود. به ساختار سيستم هاي طبيعي مانند کريستالها استخوان ها کپک هاي لجن وابرها توجه شود. تمامی این موارد و فرم های با خلاقیت بالای طراح میتوانند خلق شوند.
تحلیل معماری چارلز جنکز: نظریهپرداز بزرگ پستمدرنیسم
چارلز جنکز (۱۹۳۹-۲۰۱۹)، بیش از آنکه یک معمار سازنده باشد، یک مورخ، منتقد، و نظریهپرداز معماری بود که نامش با جنبش پستمدرنیسم گره خورده است. او کسی بود که با اعلام نمادین “مرگ معماری مدرن”، به طور رسمی پایان سلطه بلامنازع جنبش مدرن را اعلام کرد و با تدوین مبانی نظری و واژگان یک معماری جدید، به جریانهای پراکندهای که در مخالفت با مدرنیسم شکل گرفته بودند، هویت و انسجام بخشید. جنکز معماری را یک “زبان” میدانست و معتقد بود که معماری مدرن، با اصرار بر انتزاع، عملکردگرایی خشک و رد کردن تاریخ و تزئینات، توانایی برقراری ارتباط با مردم عادی را از دست داده و به یک زبان تخصصی و غیرقابل فهم برای عموم تبدیل شده است. تحلیل اندیشههای چارلز جنکز، کلیدی برای درک عمیق دلایل افول مدرنیسم و ظهور معماری پستمدرن به عنوان یک آلترناتیو کثرتگرا، ارتباطی و معنامحور است.
زمینه فکری: چرا معماری مدرن مُرد؟
جنکز در کتاب مشهور خود، “زبان معماری پستمدرن”، لحظه دقیق مرگ معماری مدرن را ساعت ۳:۳۲ بعد از ظهر روز ۱۵ ژوئیه ۱۹۷۲ اعلام کرد؛ زمانی که مجموعه آپارتمانهای مسکونی پروت-ایگو در سنت لوئیس، که بر اساس اصول مدرنیسم توسط مینورو یاماساکی طراحی شده بود، به دلیل مشکلات اجتماعی و ناکارآمدی، توسط دینامیت تخریب شد. از نظر جنکز، این رویداد نمادین، شکست آرمانشهرهای مدرنیستی را به اثبات رساند. او دلایل اصلی شکست مدرنیسم را چنین برمیشمرد:
- تکمعنایی بودن (Univalence): معماری مدرن تنها یک معنای انتزاعی و تخصصی را منتقل میکرد و برای مردم عادی بیمعنا بود.
- بیتوجهی به زمینه (Context): سبک بینالمللی، ساختمانهایی مشابه را بدون توجه به فرهنگ، تاریخ و اقلیم مکان، در همه جای جهان تکرار میکرد.
- رد کردن تاریخ و تزئینات: مدرنیسم با شعار “تزئینات جنایت است”، خود را از گنجینه غنی تاریخ معماری و زبان نمادین تزئینات محروم کرده بود.
مبانی نظری پستمدرنیسم به روایت جنکز: بازگشت معنا
جنکز برای معماری جدید که در حال ظهور بود، مبانی نظری روشنی را تعریف کرد که مهمترین آنها عبارتند از:
- دوگانگی معنایی (Double Coding): این کلیدیترین مفهوم در نظریه جنکز است. او معتقد بود که معماری پستمدرن باید همزمان بر روی دو سطح معنایی عمل کند:
- سطح عامهپسند: استفاده از فرمها، رنگها، و نمادهای آشنا، سنتی و قابل فهم برای مردم عادی تا بتوانند با ساختمان ارتباط برقرار کنند.
- سطح تخصصی و کنایهآمیز: استفاده از ارجاعات تاریخی پیچیده، کنایهها (Irony)، و بازیهای فرمی برای برقراری ارتباط با معماران و نخبگان فرهنگی. این دوگانگی معنایی، معماری را از یک هنر صرفاً精英گرا به یک هنر عمومی و در عین حال هوشمندانه تبدیل میکرد.
- اهمیت تاریخ، زمینه و تزئینات: پستمدرنیسم، “بازگشت به تاریخ” را جشن گرفت. معماران پستمدرن به طور آگاهانه از عناصر تاریخی (مانند ستونها، سنتوریها و طاقها) استفاده میکردند، اما اغلب این کار را به شیوهای بازیگوشانه، کنایهآمیز و التقاطی (Eclectic) انجام میدادند. تزئینات دیگر جنایت نبود، بلکه ابزاری برای روایت داستان و برقراری ارتباط بود.
تحلیل مصادیق پستمدرن از نگاه جنکز
جنکز برای تشریح نظریات خود، به تحلیل آثار معمارانی میپرداخت که این اصول را به کار گرفته بودند:
- خانه وانا ونتوری اثر رابرت ونتوری: جنکز این خانه را یک مانیفست اولیه از پستمدرنیسم میدانست که با “پیچیدگی و تضاد” خود، اصول مدرنیسم را به چالش میکشید.
- ساختمان AT&T اثر فیلیپ جانسون: این آسمانخراش با سنتوری شکسته در بالای آن که به مبلمان “چیپندیل” شباهت داشت، نماد ورود پستمدرنیسم به معماری تجاری و کلانشهرها بود.
- میدان ایتالیا اثر چارلز مور: یک کولاژ رنگارنگ، نمایشی و التقاطی از ستونها و فرمهای کلاسیک ایتالیایی که به طور خاص برای جامعه ایتالیایی-آمریکایی نیواورلئان طراحی شده بود و نمونهای کامل از معماری زمینهگرا و هویتبخش بود.
فراتر از معماری: باغهای کیهانی و لندفرم در دهههای پایانی عمر، علاقه جنکز از نقد معماری به سمت طراحی منظر و “لندفرم” (Landform) تغییر جهت داد. او با الهام از علوم جدید مانند نظریه پیچیدگی، کیهانشناسی و هندسه فراکتال، باغهای شگفتانگیزی مانند “باغ گمانهزنی کیهانی” (The Garden of Cosmic Speculation) را طراحی کرد. در این آثار، او به جای ارجاعات تاریخی، به دنبال تجسم بخشیدن به قوانین و زیباییهای جهان هستی بود.
جمعبندی
چارلز جنکز، بیش از هر فرد دیگری، به جنبش پستمدرنیسم در معماری هویت بخشید. او با قدرت نظری و قلم نافذ خود، ضعفهای مدرنیسم را آشکار ساخت و راه را برای یک معماری کثرتگرا، معنامحور و ارتباطی هموار کرد. هرچند دوره اوج سبک پستمدرن سپری شده، اما تأکید او بر اهمیت معنا، زمینه، تاریخ و ارتباط با مردم، به عنوان یک میراث فکری پایدار، همچنان در گفتمان معماری معاصر زنده و تأثیرگذار است.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.